عبدی کلانتری
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱
تا پیش از جنگ دوازده روزه، سران جمهوری اسلامی به مردم اطمینان میدادند که درایت رهبر نظام، و توان استراتژیک سپاه پاسداران، امنیت شهروندان را تضمین کرده است. میگفتند محور مقاومت است که، از یک سو، جلو ورود داعش به کشور را گرفته و، از سوی دیگر، اسرائیل و آمریکا را از دستدرازی به خاک ما برحذر داشته است. مهمترین وجه تبلیغات رژیم، فروش کالای «امنیت ملی» بود.
چپ محور مقاومت نیز زیر برند «امنیت» از مشروعیت جیم الف دفاع میکرد. آنها خاطرنشان میکردند که طرح اسرائیل بزرگتر، و درهم شکستن رژیم اسلامی، حتا پیش از برنامهی هستهای ایران به وسیلهی نتانیاهو و لابی اسرائیل در آمریکا روی کاغذ آمده بود. از دید نتانیاهو، رژیم ایران از بدو تأسیس به طور ذاتی برای اسرائیل یک تهدید وجودی به شمار میآمد. نظام میبایست برود، با محور مقاومت یا بدون محور مقاومت! سیاست خارجی جیم الف هیچ تأثیری در این برآورد نداشت.
۲
برجام و توافق هستهای هم ــ دستاورد بزرگ اصلاحطلبان برای آشتی با غرب و حذف تدریجی تحریمات اقتصادی ــ آن نگرانی وجودی دولت اسرائیل را برطرف نکرد. برعکس، آنها برجام را خطر بزرگتری، شومتر از چهرهی خشن و برهنهی سپاه، ارزیابی کردند. توافق هستهای از دید آنها کلاهی بود که رژیم بر سر آمریکا گذاشت تا کیسههایش را پرکرده، پایههای نفوذش در منطقه را محکمتر کند. این پرسش که کدام طرف از قبل طرح نابودی طرف دیگر را ریخته، تبدیل شد به سوآل مرغ و تخممرغ در تبلیغات رژیم و اپوزیسیون.
اما یک چیز مسلم است، برجام اساساً شانس اجرا و تکمیل پیدا نکرد. برجام به فاصلهی کوتاهی از سوی کاخ سفید به سطل زباله پرتاب شد. بلافاصله تحریمهای حداکثری اولیه و ثانویه، و اخراج از سیستم بانکداری جهانی، اقتصاد کشور را زمینگیر کرد. اقتصاد رانتی کشور بیشتر و بیشتر به چنگ اولیگارشها و شبکهی مافیایی دور زدن تحریمات افتاد. قاسم سلیمانی ترور شد. اپوزیسیون رژیم در دیاسپورا این پیروزیها را جشن گرفت و شروع به سازماندهی کرد. لابی اسرائیل در آمریکا به فکر سرمایهگذاری بیشتر روی آلترناتیوهای جمهوری اسلامی افتاد. به فاصله کوتاهی، صدها میلیوندلار روی تبلیغات هیبریدی و رسانهای سرمایهگذاری شد. جیم الف خود بخود به فاز جنگی پرتاب شد.
۳
رژیم ایران خواستهناخواسته وارد فاز جنگی شده بود. حالا این جمهوری اسلامی بود که اسرائیل و آمریکا را تهدید وجودی تلقی کرد. در این مقطع، به گمان من، دیگر پرسش اینکه کدام طرف تهدید وجودی علیه دیگری را آغازید بیاهمیت بود. حال، سوآل عاجل این بود: «چگونه و با چه نوع دیپلماسیای میتوان خطر حمله نظامیِ اسرائیل و آمریکا را برطرف کرد؟» دو جناح رژیم به توافق نمیرسیدند.
۴
اینجاست که میرسیم به تفاوت «چپ ایران» و «چپ محور مقاومت»! کنشگران و کلکتیوهای چپ، در مجموع، مخالف سیاستهای تعمیق نفوذ استراتژیک و نظامیگری رژیم اسلامی در منطقه بودند. بسیاری از روشنفکران چپ، از سالها پیش مخالف برنامه غنیسازی بودند اما در شرایط نوین حتا به مراتب بیشتر آنرا خطری برای امنیت کشور تلقی میکردند. برعکس، بلوک حاکم در دولت و جبهه پایداری، همراه با چپ محور مقاومت استدلال میکردند که تنها راه تضمین امنیت، تقویت بیشتر و بیشتر بنیهی نظامی، حتی حرکت به سمت تسلیحات هستهای، برای تضمین بازدارندگی و عدم مداخلهی ابرقدرتها است. تعریف آنها از «امنیت»، نه مقاومت دفاعی در چارچوب دیپلماسی صلح، بلکه سرعت بخشیدن به نظامیگری و کامل کردن تکنولوژیهای جنگی بود. آنها به کره شمالی نظر داشتند.
۵
یک بار دیگر به این پرسش در آن مقطع زمانی (پیش از جنگ دوازده روزه) فکر کنید: «چگونه و با چه نوع دیپلماسیای میتوان خطر حمله نظامی اسرائیل و آمریکا را برطرف کرد؟» اهمیت این پرسش، پس از شکست برجام، فقط از زاویهی منافع حاکمان ــ جلوگیری از تغییر رژیم ــ مطرح نبود؛ حملهی نظامی با سرنوشت کشور، زیرساختهای تمدنی و شهری آن، آیندهی ایران، و البته جان و امنیت شهروندان ارتباط پیدا میکرد. نمیتوان گفت رژیم هیچ تلاشی برای عدم تخاصم (نه لزوماً صلح درازمدت) نکرد. دو بار پای میز مذاکره رودست خوردند!
از تاریخ یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ که یادداشت زیر («سر افعی» و جنگ تمام عیار) نوشته شد تا شروع جنگ دوازده روزه در ۲۳ خرداد تا ۱۴۰۴، بیش از یک سال فاصله است. ببینیم پیشبینیهای آن تا چه اندازه درست از آب در آمد، به ویژه در مورد تبلیغات اپوزیسیون در زدن «سر افعی»، نادیده گرفتن خطر جنگ گسترده و نابودی زیرساختها از سوی رژیم و اپوزیسیون، و ادعاهای تضمین امنیت ملی از سوی چپ محور مقاومت.
«سر افعی» و جنگ تمام عیار
یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳
منبع فیسبوک
جمهوری اسلامی گفت ماجرا «ختمشده» است، پاسخ مقتضی به اسراییل داده شد و بهتر است آمریکا و اسراییل دنبال ماجرا را نگیرند. حدس من این است که آمریکا و اسراییل دنبال ماجرا را خواهند گرفت، اما در وقت دیگری! زمان الان برای آنها مساعد نیست. یک) ارتش اسراییل درگیر غزه است، و دو) جو بایدن در آستانهی انتخابات ریاست جمهوری در وضع شکنندهای قرار دارد که ورود آمریکا به جنگ تمام عیار به رأی او آسیب خواهد زد. اعضای پایین حزب دموکراتیک هم به خاطر حمایت بایدن از نسلکُشی در غزه از او دل خوشی ندارند. اما حدس من این است که اسراییل و آمریکا جمهوری اسلامی را راحت نخواهند گذاشت.
*
پریشب، در حالیکه پهپادها و موشکهای جمهوری اسلامی سلانه سلانه به سمت اسراییل میرفتند، سخنگوی وزارت دفاع اسراییل خونسرد در تلویزیون گفت نیروی دفاع برای مقابله آماده است و رئیس جمهور آمریکا که خبر حمله را حتا پیش از شروع آن گرفته بود (از کجا، سوآل است) به اسراییل و متحدانش در منطقه آماده باش داده بود، کشورهای عرب منطقه هم بموقع آسمان خود را برای عملیات پدافندیِ نیروهای آمریکا و اسراییل تخلیه کرده بودند، و کل ماجرا بدون ریختن خون از دماغ یک سرباز اسراییلی خاتمه پیدا کرد. پهپادها و موشکها در هوا دود شدند و فراموش! بیت رهبر به انگلیسی توییت زد که از دید ما همه چیز «ختم شده» و محترمانه از آمریکا خواست دنبال داستان را نگیرد. رئیس جمهور آمریکا هم محترمانه از نتانیاهو خواست دنبال داستان را نگیرد، همین دود کردن موشکها «خودش پیروزی محسوب میشود.» (نیویورک تایمز) همه شروع کردند به خاراندن سرشان که آیا کابینهی جنگی نتانیاهو دنبال ماجرا را میگیرد یا نمیگیرد.
*
حامیان اسراییل در رسانهها، از جمله نیویورک تایمز هشدار میدهند که بهتر است اسراییل الان وارد جنگ تمام عیار نشود. توماس فریدمن از جناح لیبرالهای جنگ سردی همین را میگوید. برت استفنز از جناح راست محافظهکار همین توصیه را میکند. مفسر «هاآرتص» همینطور. کابینهی جنگی نتانیاهو، با توجه به عدم رضایت کاخ سفید، مردد است.
*
طبق گزارشِ هاآرتص و تایمز، در کابینهی نتانیاهو فقط یک نفر هست که علناً اصرار دارد همین حالا باید «دیوانهوار» پاسخ ایران را داد، ایتامار بنگویر عضو راست افراطیِ کابینه! (نیویورک تایمز، امروز) جالب اینجاست که رسانههای فارسی خارج کشور و اپوزیسیون هم درست روی خط همین یک عضو آنتنشان فوکوس شده. مفسرهای ایراناینترنشنال، از مناشه امیر تا آن خانم . . . .، همسو با برخی چهرههای «اپوزیسیون» میگویند الان دیگر باید کار را تمام کرد و سر افعی را زد. الان بهترین فرصت است. رژیم ایران گام اول را برای نابودی اسراییل برداشته و قضیه شوخیبردار نیست. تئوری سر افعی (یا سر اختاپوس) از همیشه داغتر روی زبان اپوزیسیونِ ایرونی جاری است. مجری ایراناینترنشنال از تحلیلگرش نمیپرسد روی نقشه ایران سر افعی دقیقاً کجاست؟ نمیگوید رژیم سر و ته ندارد، اسراییلیها نمیآیند «فقط» بیت را و نطنز را بزنند و برگردند بروند خانه و تمام! آنها زیرساختهای نفتی و سوخترسانی، نیروگاههای برق و برقرسانی، جادههای اصلی و فرودگاهها را میزنند که سپاه فلج شود. اما جماعت «ایرانگرا» اصرار دارد که ایران همان جمهوری اسلامی نیست، بیایید بمباران کنید دومی را که اولی نجات پیدا کند!
*
حدس من این است که اسراییل و آمریکا پاسخ این حمله را خواهند داد، اما در وقت دیگری. حمله موشکی مستقیم از خاک یک کشور به کشور دیگر دارای منطقی متفاوت از جنگ نیابتی است. آن به اصطلاح «محور مقاومت» که از این حمله سر شوق آمده و بیشترش را تبلیغ میکند، دارد با هست و نیست مردم ایران قمار میکند. این نه انتقام نسلکُشی غزه و فلج کردن دولت صهیونیست است و نه یک سر سوزن ضربه به آمریکا و منافعش در منطقه! این قمار با آیندهی ایران است. بعد از این حمله، از دید منافع اسراییل، منطق ژئوپولیتیکز، و موقعیت خاص این کشور، آنها بیشتر متقاعد خواهند شد که برای معضل جمهوری اسلامی راه حل درازمدت بیابند، وگرنه تضمینی نیست که در آینده با حملات اینچنینی بخشهایی از کشور کوچک اسراییل با خاک یکسان نشود، که معنیاش ورود آمریکا به جنگ تمام عیار است. از زبان برت استفِنز مفسر محافظهکار تایمز: «چرخشهای کلیدی نیمقرن گذشته که خاورمیانه را به وضعیت امروز کشانده منشأ مشترکی دارد: انقلاب اسلامی ایران در سال پنجاه و هفت که یک استبداد دینی (تئوکراتیک) را به قدرت رساند؛ رژیمی که با فناتیسم، تعصب کور مذهبی، سرکوب وحشیانهی مردم ایران، و وعدهی نابودی اسراییل در راستای هدفهای ایدئولوژیک خودش، این رنج و فلاکت را بر منطقه تحمیل کرد.» /// ع. ک.
بیشتر بخوانید از عبدی کلانتری
نئوکانسرواتیسم ایرانی و همگرایی (۱۳۹۷)
دربارهی همگرایی و خصلتهای مشترک راستگرایان داخلی و براندازان دیاسپورایی
ثبات و سرنگونی (۱۳۹۷)
آیا میتوان هم سرنگونی جمهوری اسلامی را طلب کرد و هم مدافع تشنجزدایی، ثبات منطقه، برجام، و عادی سازی روابط با غرب (مشروعیت نظام در روابط بینالمللی) شد؟
سیاست از آبان تا بهمن ۹۸ (۱۳۹۸)
میوه شب عید؛ خشونت در اعتراضات آبان ۹۸؛ تغییر رژیم اما چگونه؟ ؛ جنگ «زرگری»؛ سرمایه مجازی، رانت، و نئولیبرالیسم ایرانی؛ انحصار و نئولیبرالیسم؛ دعواهای جناحی و تاکتیکهای سرکوب؛ عزای حسینی در آمریکا؛ دو نوع سوگواری (هواپیمای اوکراینی)
چشمانداز سیاسی ایران پس از خیزش آبان و ترور سلیمانی (گفتگو با «زمانه»)
احتمال برجام ۲؛ وضعیت طبقه متوسط؛ شاخه های چپ در ایران
شاید به «پایان یک دوران» رسیدهایم، اما حکومت هنوز به پایان خط نرسیده است (گفتگو با «آسو»)
درباره خشونت و روش قهرآمیز در خیزشهای ایران؛ آینده جنبش و تصور انقلاب
از میانه به راست و آنسوتر (۱۴۰۱)
اندیشههایی دربارهی عروج راستگرایی پس از قیام ژینا و «ائتلاف» اپوزیسیون
لحظهی حاضر و مسألهی هژمونی (۱۴۰۱)
دربارهی نبردهای هژمونیک ــ کسب سرکردگی و رهبری با رضایت مردمی ــ در خیزش ژینا و خیزشهای آینده.
نیاز به یک نظم نوین در خاورمیانه از دیدگاه راست افراطی (۱۴۰۳)
فورمولبندی رئوس استراتژی راستگرا برای خاورمیانه، در یک مصاحبهی فرضی با «دکتر مهدی ترامپیاهو»
صلح با شیطان (۱۴۰۴)
چند روز قبل از جنگ دوازده روزه: طبقه متوسط در نوسان میان شاخه زیتون ترامپ و خدنگ خشمِ نتانیاهو!
آغاز جنگ (۱۴۰۴)
تحلیلی از روز اول جنگ دوازده روزه ـ جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
پس از رهبر، پس از فُوردو (۱۴۰۴)
روز هفتم جنگ - پنجشنبه ۲۹ خرداد۱۴۰۴
دو ارزیابی متضاد (۱۴۰۴)
تحلیل از منظر روز هشتم حملهی نظامی اسرائیل به ایران در جنگ دوازده روزه
چرا «اعتدالگرایان» خوشحالند؟ (۱۴۰۴)
پس از تهاجم اسرائیل و جنگ دوازده روزه، اعتدالگرایان به طور علنی صحبت از ضرورت تغییر «پارادایم حکمرانی» میکنند. «پارادایم»ای که باید تغییر کند ولایت فقیه و رادیکالیسم شیعیِ «محور مقاومت» است، اما شروع تغییر با پذیرش سبک زندگی طبقات متوسط و رفع سانسور اینترنت نشاندار میشود.
بنبست کنونی سیاست (۱۴۰۴)
چه قدمهایی در سیاست داخلی باید برداشته شود تا ما به ورطهی تهاجم نظامی از خارج، کودتا، جنگ داخلی، و فروپاشی اقتصادی و زیستمحیطی درنغلطیم؟
گذار از تونل: زندگی و اقتصاد در تهران (۱۸ مهر ۱۴۰۴)
نمایی از استیصال اجتماعی: در تهران، قیمتها مثل سایههای روی دیوار در حرکت هستند، ناپایدار، زنده، هر ساعت شکل عوض میکنند. شهر نفس میکشد اما به جلو نمیرود؛ دور خودش میچرخد و زبان بقا را زمزمه میکند: اجاره، نرخ ارز، نان، دارو، و امید به نوری در انتهای تونل.
باخت ـ باخت (۹ فروردین ۱۴۰۵)
طعنهآمیز خواهد بود اگر پس از پایان جنگ کنونی، «ایران» به زانو درآید اما جمهوری اسلامیِ ضعیف و زخمخورده به حیات خود ادامه دهد. تحلیلی از جنگ.
