۱۴۰۵ تیر ۲۳, سه‌شنبه

جبهه کُردی اسرائیل: تهاجم زمینی‌ای که طرح تغییر رژیم به آن وابسته بود

گزارش تحقیقیِ هاآرتص با عنوان «جزییات طرح موساد برای به قدرت رساندنِ احمدی‌نژاد دشمن سرسخت اسرائیل» روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد. این گزارش بالغ بر ۹۰۰۰ کلمه است. در زیر تنها بخش‌هایی که مربوط‌اند به طرح تهاجم زمینی به وسیله‌ی سازمان‌های مسلح کرد ترجمه شده است. تعبیرات اضافیِ مترجم در کروشه [ ] آورده شده‌اند.


[بخش کردی طرح اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران، پس از فروپاشی حکومت بشار اسد در سوریه شکل گرفت.]

در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴، شورشیان سوری عملیاتی تهاجمی را در منطقه حلب آغاز کردند. | شورشیان تقریباً بدون مواجهه با مقاومتی جدی از حلب به حما، از حما به حُمص و از حُمص به دمشق پیشروی کردند. در طول مسیر، سربازان اسد یونیفورم‌های خود را از تن بیرون آوردند، لباس غیرنظامی پوشیدند و مواضعشان را ترک کردند. | به گفته چند منبع، نخست‌وزیر نتانیاهو مجذوب آن چیزی شده بود که شبه‌نظامیان تحت رهبری ابومحمد الجولانی به انجام رسانده بودند.

الجولانی اساساً الهام‌بخش نخست‌وزیر شد. پس از آنچه در سوریه اتفاق افتاد، نتانیاهو نزد موساد رفت و گفت اگر می‌خواهند رژیم ایران را سرنگون کنند، به افرادی در میدان نیاز دارند، نیروهایی روی زمین. آن‌ها به جنگجویان مسلحی نیاز داشتند که بتوانند ناآرامی را شعله‌ور کنند. | موفقیت الجولانی طرح کُردی را باعث شد: مسلح‌کردن و آموزش شبه‌نظامیان در کردستان عراق و تأمین پشتیبانی هوایی برای حمله به غرب ایران.

[بنابراین، قرار بود شبه‌نظامیان کرد نیرویِ نیابتیِ مسلح زمینی‌ای را تأمین کنند که اسرائیل خود قصد نداشت در داخل ایران مستقر کند.]

سوریه، چنان‌که چند منبع اشاره می‌کنند، حتی پیش از جنگ داخلی نیز کشوری چندپاره و فقیر بود. تا سال ۲۰۲۴، پس از سیزده سال جنگ، این کشور به‌کلی ویران شده بود. | [برعکس] ایران یک قدرت اقتصادی با جمعیتی تقریباً چهار برابر سوریه است. این کشور ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و تقریباً یک‌سوم آن‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در استخدام دولت و دستگاه‌های امنیتی آن هستند. | ایران کشوری به وسعت نیمی از اروپاست. نهادهای حکومتی پیچیده و عمیقاً ریشه‌داری دارد. می‌خواهید چنین رژیمی را با شبه‌نظامیان کُرد از میان بردارید؟ این خودکار را می‌بینید؟ این کار مانند آن است که بخواهید با این خودکار این ساختمان را فرو بریزید. به‌سادگی غیرممکن است. | اما نتانیاهو اصرار کرد و دیوید بارنئا [مدیر موساد] نیز خود را کاملاً متعهد ساخت.

پس از آنکه تصمیم به اقدام گرفته شد، شبه‌نظامیان کُرد به گزینه طبیعی تبدیل شدند. | کردها یکی از بزرگ‌ترین اقلیت‌های ایران‌اند و روابط میان آنان و رژیم تهران مدت‌هاست پرتنش بوده است. ده‌ها هزار فعال کرد از پایگاه‌های خود در منطقه کردستان عراق فعالیت می‌کنند و با حمایت سازمان سیا، فعالانه با رژیم مخالفت می‌کنند.

به همان اندازه مهم، موساد از دهه ۱۹۷۰ روابطی با گروه‌های کُرد حفظ کرده و این روابط با گذشت زمان عمیق‌تر شده است.

هم‌زمان با پیشبرد طرح از سوی اسرائیل، موساد گروه‌های مختلف کُرد را شناسایی و ارزیابی کرد. | چند گروهی که موساد با آن‌ها تماس گرفت، آمادگی خود را برای مشارکت اعلام کردند. گروه‌های دیگری عمداً کنار گذاشته شدند. | موساد تصمیم گرفت جناح‌هایی را که به‌صراحت دارای دستور کاری ضدترکیه‌ای شناخته می‌شدند، وارد عملیات نکند، زیرا بیم داشت این اقدام آنکارا را نگران و عملیات را پیچیده کند. | بعدها مشخص شد که این نگرانی بی‌اساس نبوده است.

[برنامه‌ریزان اسرائیلی از همان مرحله نخست می‌کوشیدند میان فایده نظامی سازمان‌های کُرد و خطر برانگیختن مخالفت ترکیه تعادل برقرار کنند.]

[تا ژانویه ۲۰۲۵، تدارکات مسیر کُردی هم‌زمان با عملیات نفوذ موساد در داخل ایران ادامه داشت.]

در همین حال، موساد در کنار تدارکات مسیر کُردی، به توسعه کارزار نفوذ در داخل ادامه داد.

اما در اوایل تابستان، هنگامی که جنگ سال ۲۰۲۵ با ایران آغاز شد، تأکید به‌طور قاطع از نفوذ درونی به استفاده از زور نظامی تغییر یافت. طرح‌ها بر همین اساس بازنگری شدند. از آن زمان به بعد، تمرکز بر ترور رهبران، بمباران هوایی و ورود شبه‌نظامیان بود.

[پس از آغاز اعتراضات تهران در دسامبر ۲۰۲۵ و اعلام آمادگی ایالات متحده برای مداخله نظامی، نتانیاهو به موساد دستور داد تدارکات تغییر رژیم را سرعت بخشد.]

کُردستان، ژانویه ۲۰۲۶

آمادگی ایالات متحده برای جنگ با ایران، تدارکات در منطقه کُردستان عراق را تسریع کرد. | در هفته‌های منتهی به درگیری، مأموران موساد و فرماندهان ارشد شبه‌نظامیان کُرد مشترکاً عملیات را برنامه‌ریزی کردند. | مقام‌های اسرائیلی از میزان سازمان‌یافتگی نیروهای کُرد، با توجه به اینکه جنگجویان چریکی بودند، شگفت‌زده شدند. | آن‌ها با فرماندهانی کت‌وشلوارپوش مواجه شدند که در دانشگاه‌های معتبر ایالات متحده و بریتانیا تحصیل کرده بودند، زنان بسیاری در واحدهای رزمی خدمت می‌کردند و سازمان در مجموع ساختاری منظم از خود نشان می‌داد.

پایگاه‌های کُردها از هر نظر شبیه اردوگاه‌های نظامی‌اند. حصار پیرامونی، برج‌های نگهبانی، گشت‌ها، میدان‌های آموزشی و محل‌های تجمع دارند. شبیه پایگاه‌های ارتش اسرائیل‌اند، فقط تمیزتر و منظم‌تر. | مرحله برنامه‌ریزی هم‌زمان با تلاش برای مسلح‌کردن کُردها با سلاح‌هایی پیش می‌رفت که در جریان جنگ لبنان از حزب‌الله به غنیمت گرفته شده بود.

مأموران موساد به فرماندهان کُرد آموزش دادند که چگونه از این سامانه‌ها استفاده کنند و پس از چند روز آموزش طاقت‌فرسا، ویدیویی برای ثبت تدارکات تهیه کردند. | آشیانه‌های عظیمی را دیدیم که پر از سلاح و تجهیزات بودند. ردیف‌هایی از سربازان با ظاهری بی‌نقص و کامیون‌هایی مملو از تدارکات دیده می‌شد. کاملاً آشکار بود که همه‌چیز با دقت سازمان‌دهی شده است.

طبق طرح، نیروهای کُرد تحت پوشش حملات نیروی هوایی اسرائیل به غرب ایران یورش می‌بردند. هدف حملات هوایی، ایجاد دالانی عاری از نیروهای ایرانی بود. | هدف نخست آن‌ها تصرف دو شهر در منطقه کُردنشین ایران، کرمانشاه و مریوان، بود که هر دو در نزدیکی مرز عراق قرار دارند. | انتظار می‌رفت در آنجا به ساکنان محلی همدل و جنگجویان کُرد داخل ایران ملحق شوند.

در همان زمان، سایر گروه‌های اقلیت که با موساد همکاری می‌کردند، قرار بود در نقاط دیگر کشور عملیاتی را آغاز کنند. | هدف این بود که نیروهای ایرانی از مرکز به سوی مناطق پیرامونی کشیده شوند و هم‌زمان یک کارزار هوایی مشترک آمریکایی‌ـ‌اسرائیلی، رهبری رژیم و دستگاه‌های امنیتی آن را هدف قرار دهد. | سپس، پس از آنکه نیروهای ایرانی ضربه خورده و پراکنده می‌شدند، مرحله بعدی بی‌ثبات‌کردن تهران و دیگر شهرهای بزرگ بود، به مردم ایران نشان داده می‌شد که رژیم از همه طرف زیر حمله قرار گرفته است و آن‌ها تشویق می‌شدند در میان هرج‌ومرج حاصل، زمام امور را به دست گیرند.

[بنابراین، قرار بود تهاجم کُردها با شورش اقلیت‌ها، حملات هوایی، ترورها و اعتراضات در شهرهای بزرگ هماهنگ شود.]

موساد قصد داشت این مرحله از اعتراضات و آشوب را با مجموعه‌ای از عملیات ترکیب کند که هدفشان تثبیت یک نظم حکومتی جدید، به‌شکلی کنترل‌شده و مهندسی‌شده، بود.

مرحله نهایی شامل عملیات نفوذی بود که احمدی‌نژاد را به‌عنوان جانشین طبیعی معرفی می‌کرد.

[قرار نبود نیروهای کُرد بر ایران حکومت کنند، بلکه مأموریت آن‌ها کمک به ایجاد شرایط نظامی و روانی‌ای بود که در آن حکومت موجود فرو بپاشد و جانشینی از پیش برگزیده‌شده معرفی شود.]

اما آیا یک تهاجم محدود کُردها واقعاً می‌توانست زمینه را برای به قدرت رساندن احمدی‌نژاد فراهم کند؟ | افراد موساد اصرار دارند که این تهاجم چندان هم محدود نبود. | برآورد موساد این بود که حدود ۱۶ هزار جنگجوی کُرد در حمله اولیه شرکت کنند و با پیشرفت کارزار، شمار آن‌ها افزایش یابد. | بارنئا مدیر موساد و افرادش، همانند نتانیاهو، همچنان به نمونه الجولانی متوسل می‌شدند که تنها با چند هزار جنگجو حرکت را آغاز کرد، اما نیروهایش بعداً به ده‌ها هزار نفر افزایش یافت.

موساد همچنین انبارهای تسلیحاتی ایران را که می‌شد با تعمیق تهاجم تصرف کرد، شناسایی کرده بود تا جریان پیوسته مهمات برای شبه‌نظامیان تضمین شود.

اسرائیل برای سناریویی به‌ویژه خوش‌بینانه نیز طرح احتیاطی آماده کرده بود که در آن کُردها به‌سرعت پیشروی می‌کردند و با مقاومت اندکی مواجه می‌شدند. | در آن صورت، انتظار می‌رفت بخشی از نیروهای خود را به تهران اعزام کنند و موساد، همانند مرحله نخست تهاجم، با حملات نیروی هوایی اسرائیل مسیر آن‌ها را پاک‌سازی کند. | موساد امیدوار بود کُردها به چند محله مهم پایتخت، که به‌عنوان پایگاه‌های مخالفان شناسایی شده بودند، برسند و به شعله‌ورشدن یک قیام گسترده‌تر کمک کنند.

[در بلندپروازانه‌ترین سناریو، نقش شبه‌نظامیان کُرد بسیار فراتر از تصرف شهرهای مرزی می‌رفت. قرار بود بخشی از نیروها به سوی تهران حرکت کنند و به فعالیت مخالفان در پایتخت یاری رسانند.]

با نزدیک‌شدن زمان حمله، کارکنان موساد و فرماندهان کُرد طرح‌های تفصیلی را مرور کردند، مسیرهای تهاجم را روی نقشه‌ها مشخص ساختند و حملات پوششی برنامه‌ریزی‌شده نیروی هوایی را بررسی کردند. | با نزدیک‌شدن ساعت عملیات، رئیس موساد شخصاً در دیداری رودررو با رهبران گروه‌های کُرد شرکت کرد. | همه‌چیز آماده به نظر می‌رسید. | تنها چیزی که باقی مانده بود، انتظار برای چراغ سبز کاخ سفید بود.

[مجوز آمریکا ضروری بود، زیرا فرماندهان کُرد تضمین‌های اسرائیل را به‌تنهایی برای حفاظت از خود کافی نمی‌دانستند.]

واشنگتن، فوریه ۲۰۲۶

در ۱۱ فوریه، هنگامی که نتانیاهو به کاخ سفید رسید، نسیمی ملایم به استقبالش آمد. | طرح‌های جنگی در دستور کار بود.

نتانیاهو معتقد بود عملیات نباید به آسیب‌زدن به برنامه هسته‌ای ایران محدود شود و بخش عمده دیدار را صرف متقاعدکردن ترامپ کرد که طرح موساد می‌تواند به تغییر رژیم در ایران منجر شود. | بارنئا از طریق ارتباط ویدیویی از مقر موساد در گلیلوت در جلسه شرکت کرد. | نتیجه فریبنده بود: به نظر می‌رسید ترامپ متقاعد شده است که زمان سرنگونی رژیم فرا رسیده است.

اما هنگامی که روز بعد مشاورانش را گرد هم آورد، فضای جلسه کاملاً متفاوت بود. | جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نسبت به طرح اسرائیل تردید داشت. | مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، صریح‌تر بود و آن را مزخرف خواند. | جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا، خندید و طرح را مضحکه دانست. | مقام‌های ارشد اطلاعاتی حاضر در جلسه ارزیابی کردند که انتظار برای اینکه یک تهاجم کُردی به تغییر رژیم منجر شود، از واقعیت جداست.

[مقام‌های ارشد اطلاعاتی اسرائیل نیز تا حد زیادی در این تردیدهای آمریکا شریک بودند.]

بر اساس ارزیابی اطلاعاتی مفصلی که سرتیپ عوفیر میزراحی‌ـ‌روزن، رئیس بخش تحقیقات اطلاعات نظامی، و سرهنگ نون، رئیس میز ایران این بخش، تهیه کرده بودند، احتمال موفقیت اندک بود. | ارزیابی جداگانه‌ای از سوی سرلشکر شلومی بیندر، رئیس اطلاعات نظامی، نیز به همان نتیجه رسید: احتمال فروپاشی رژیم پایین بود. | بیندر همچنین استدلال کرد که سنجش میزان تعهد کُردها و دیگر گروه‌های اقلیت دشوار است و بنابراین نمی‌توان پیش‌بینی کرد که در لحظه سرنوشت‌ساز چگونه رفتار خواهند کرد. | او همچنین خاطرنشان کرد که میزان حمایت آمریکا نامشخص است و موضع ایالات متحده تأثیری تعیین‌کننده بر کل عملیات دارد.

[نقشه اینگونه بود.] کُردها آشوب ایجاد می‌کردند، نیروی هوایی سپاه پاسداران و صنایع نظامی ایران را فلج می‌کرد، بمب‌های سنگرشکن آمریکایی برنامه هسته‌ای را از میان می‌بردند و آمریکایی‌ها مسئله تنگه هرمز را حل می‌کردند.

[این انتظار نتانیاهو از نحوه پیوند تهاجم زمینی کُردها با کارزار گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل بود.]

کُردها مسلح و آماده بودند. نیروی هوایی آماده آغاز عملیات بود. اما چراغ سبز نهایی از واشنگتن صادر نشد. کُردها حاضر نبودند به چراغ زرد رضایت دهند.

[خودداری فرماندهان کُرد ریشه در تجربه‌های پیشین رهاشدن از سوی قدرت‌های حامی داشت.]

رهبران شبه‌نظامیان از همان ابتدا روشن کرده بودند که تأیید آمریکا برایشان اهمیتی اساسی دارد. | آن‌ها در دیدارهایشان با کارکنان موساد، همکاری‌های پیشین میان گروه‌های کُرد و ایالات متحده را یادآوری کردند که پس از کنارکشیدن حمایت واشنگتن، به‌شکلی فاجعه‌بار پایان یافته بود. | مردان قتل‌عام شدند و به زنان تجاوز شد.

در حالی که برخی افسران ارشد اسرائیلی آماده بودند احتمال تبدیل‌شدن عملیات به میدان تیر را بپذیرند، با این فرض که در بدترین حالت عملیات صرفاً شکست می‌خورد، کُردها هیچ قصدی نداشتند به گوشت دمِ توپِ بی‌دفاع تبدیل شوند.

باکو، مارس ۲۰۲۶

۲۸ فوریه، اسرائیل و ایالات متحده حمله مشترکی را در ایران آغاز کردند. | حمله نخست فراتر از انتظار موفق بود. | خامنه‌ای کشته شد. | ایرانی‌ها به‌شدت ضربه خوردند.

اما تهاجم کُردها هرگز عملی نشد. | گروه‌های اقلیت دیگر نیز شورش نکردند. | گویی طرح بزرگ موساد هرگز وجود نداشته است.

در ۷ مارس، ترامپ آشکارا اعلام کرد که به عملیات چراغ سبز نخواهد داد. | ما به دنبال ورود کُردها نیستیم. بله، آن را منتفی کرده‌ام. نمی‌خواهم کُردها وارد شوند. آن‌ها آماده‌اند وارد شوند، اما به آن‌ها گفته‌ام که نمی‌خواهم وارد شوند. جنگ بدون [...] درگیرکردن کُردها نیز به اندازه کافی پیچیده است.

ترامپ ممکن است حکم مرگ عملیات را امضا کرده باشد، اما در واقع طرح‌های موساد حتی پیش از آن نیز با مشکل مواجه شده بودند. | عملیات کُردها پیش از آنکه ترامپ سرانجام آن را لغو کند، دو بار به تعویق افتاده بود. | طرح اولیه این بود که تهاجم در ششمین روز جنگ آغاز شود. | پس از حمله نخست، تصمیم گرفته شد کُردها دو روز زودتر حرکت کنند. | اما با نزدیک‌شدن زمان جدید عملیات، مشخص شد نیروی هوایی آماده تأمین پوشش هوایی در جدول زمانی تجدیدنظرشده نیست و عملیات چند روز به تعویق افتاد.

پیش از زمان جدید عملیات، بارنئا به اتاق فرماندهی زیرزمینی ارتش در کریا رفت تا از نزدیک آخرین تدارکات برای ایجاد یک دالان پاک‌سازی‌شده برای شبه‌نظامیان را زیر نظر بگیرد. | نیروی هوایی آماده بود. | اما این بار کُردها از حرکت خودداری کردند.


در ابتدا، تعویق ۴۸ ساعته مطرح شد. | اما پس از یک روز، همه دریافتند که تهاجم لغو شده است. 

[گزارش دو توضیح احتمالی برای شکست ارائه می‌کند: نبود مجوز صریح آمریکا و مخالفت ترکیه با مشارکت کُردها.]

بارنئا مدیر موساد شکست عملیات را به دو عامل نسبت می‌دهد. | نخست، تماس تلفنی میان ترامپ و رجب طیب اردوغان بود که طی آن رئیس‌جمهور ترکیه از او خواست با کُردها همکاری نکند. | اردوغان نگران بود که موفقیت اقلیت‌های کُرد در ایران و عراق الهام‌بخش اقلیت کُرد ترکیه شود. | عامل دوم، به گفته بارنئا، سخنرانی ترامپ در آغاز جنگ بود که در آن از شهروندان ایران خواست تا پایان حملات در خانه‌هایشان بمانند.

این توضیح را باور نکنید. بارنئا [برای گردن نگرفتن مسؤلیت] از گفت‌وگوی اردوغان و ترامپ به‌عنوان نردبانی برای پایین‌آمدن استفاده می‌کند. | هنگامی که «سیا» عملیات شما را بی‌معنی می‌خواند، به دنبال راهی برای پایین‌آمدن می‌گردید.

[مقاله به‌طور قطعی مشخص نمی‌کند که آیا مداخله ترکیه عامل شکست بود یا صرفاً توضیحی آبرومندانه برای موساد فراهم کرد.]

اهمیت جبهه کُردی

به گفته منبعی آشنا با طرح، مشکل این بود که هر مرحله به مرحله پیشین وابسته بود. | سنگ‌بنای طرح، عملیات کُردها بود و بدون آن هیچ پیشرفتی امکان‌پذیر نبود. | یک عملیات خوب را این‌گونه طراحی نمی‌کنند که همه‌چیز با یک حلقه زنجیر بالا برود یا سقوط کند.

[این روشن‌ترین عبارت گزارش درباره اهمیت جبهه کُردی در طرح کلی تغییر رژیم است.]

[قرار بود شبه‌نظامیان چند وظیفه اجتناب‌ناپذیر را انجام دهند: ورود به خاک ایران، تصرف شهرها، جذب جنگجویان محلی، کشاندن نیروهای حکومتی به مناطق پیرامونی، تصرف سلاح‌ها، ایجاد تصور فروپاشی کنترل سرزمینی و، در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، پیشروی به سوی تهران.]

[بدون تهاجم کُردها، اسرائیل همچنان توانایی انجام حملات هوایی و عملیات مخفیانه را داشت، اما فاقد نیروی زمینی لازم برای تبدیل این حملات به یک شورش داخلی در حال گسترش بود.]

موساد گفته بود کُردها را وارد می‌کند و موفق نشد؛ گفته بود اقلیت‌های دیگر را وارد می‌کند و موفق نشد؛ گفته بود عملیات نفوذ مختلفی انجام می‌دهد و آن‌ها نیز موفق نشدند. | هر بار تأخیر دیگری پیش آمد.

[اجزای دیگر نتوانستند شکست جبهه کُردی را جبران کنند.]

هنگامی که بارنئا دریافت این تلاش شکست خورده است، به کارکنان موساد دستور داد ظرف ۴۸ ساعت طرح جایگزینی برای تغییر رژیم آماده کنند. | آن‌ها شوکه شدند. | برنامه‌ریزی چنین عملیاتی سال‌ها زمان می‌برد.

با این حال، دو روز بعد پیشنهاد تازه‌ای را به بارنئا ارائه کردند، هرچند این طرح در مقایسه با طرح کُردی بسیار محدودتر بود.

[جست‌وجوی فوری برای یافتن جایگزین نشان می‌دهد که تهاجم کُردها صرفاً یکی از چند مسیر هم‌ارزش و اختیاری نبود. با شکست آن، پروژه بزرگ‌تر سازوکار عملیاتی اصلی خود را از دست داد.]

چیزی فریبنده در طرح موساد وجود دارد. | از یک سو، دستاوردها چشمگیر بودند: بارنئا و مأمورانش موفق شدند رئیس‌جمهور پیشینی را که از حمایت واقعی مردمی برخوردار بود، متقاعد کنند در خدمت منافع اسرائیل قرار گیرد. | آن‌ها همکاری چند گروه کُرد را برای یک حمله زمینی به دست آوردند و آن‌ها را مسلح و آموزش دادند. | شبکه‌ای از همکاران را در تهران ایجاد کردند، پهپادهایی را در سراسر کشور مستقر ساختند و پایگاهی در آذربایجان برپا کردند. | با این حال، در لحظه سرنوشت‌ساز هیچ‌چیز کار نکرد.

از آن طرح بزرگ تنها قصرهایی در هوا باقی ماند.

[نیروهای کُرد سازمان‌دهی، مسلح و آموزش داده شده بودند. مسیرها مشخص، شهرهای هدف انتخاب و پشتیبانی هوایی اسرائیل برنامه‌ریزی شده بود. اما عملیات به تضمینی از سوی آمریکا وابسته بود که اسرائیل نمی‌توانست آن را فراهم کند.]

[برای برنامه‌ریزان اسرائیلی، نیروهای کُرد ابزاری راهبردی در عملیات تغییر رژیم بودند. برای فرماندهان کُرد، ورود به ایران بدون حمایت قطعی آمریکا خطر تکرار یک رهاشدگی فاجعه‌بار را در پی داشت.]

خانه پوشالی‌ای که نتانیاهو و بارنئا ساخته بودند، پیش از آنکه کُردها حتی یک گلوله شلیک کنند، فرو ریخت.



بیشتر بخوانید

آیا جنگ سوم به وقوع خواهد پیوست؟  نوشته عبدی کلانتری


 



هیچ نظری موجود نیست: