۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

چهل هزار بمب برای اسرائیل

 تاکر کارلسون، با استناد به یک مقام فدرال ناشناس، از انتقال محموله‌ای بی‌سابقه سخن می‌گوید و سازوکار سیاسی و مالی حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل را به چالش می‌کشد.



ترجمه اولیه: چت‌جی‌پی‌تی، با استفاده از مدل «‌جی‌پی‌تی نسخه‌ی ۵.۶ ـ تِرا» (GPT-5.6 Terra)، شرکت «اوپن ای‌آی» (OpenAI) 

بازبینی، تطبیق با متن اصلی و ویرایش نهایی: عبدی کلانتری


بنا به گفته‌ی یک مقام مطلع فدرال، دولت ترامپ قصد دارد در ماه‌های آینده در مجموع ۴۰ هزار بمب «مارک ۸۴» و «بی ال یو ـ ۱۱۷» به دولت اسرائیل تحویل دهد. وزن هر یک از این بمب‌ها دو هزار پوند، حدود ۹۰۷ کیلوگرم، است. به نظر می‌رسد این بزرگ‌ترین انتقال مهمات انفجاری متعارف از سوی ایالات متحده در تاریخ معاصر باشد. [مارک ۸۴ و بی ال یو ـ ۱۱۷ نام‌گذاری‌هایی برای بمب‌های سنگین هواپرتاب در رده‌ی دو هزار پوندی‌اند.]

این محموله تا چه اندازه بزرگ است؟ وزن آن به ۴۰ هزار تُن بمب می‌رسد. برای مقایسه، بزرگ‌ترین حمله‌ی هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم، حمله‌ی نیروی هوایی هشتم ایالات متحده به برلین در مارس ۱۹۴۵ بود. دو هزار و ۲۳ هواپیمای متفقین که در آن عملیات شرکت داشتند، روی‌هم‌رفته حدود سه هزار تُن بمب فرو ریختند. این رقم تنها ۷٫۵ درصدِ محموله‌ای است که ترامپ برای اسرائیل می‌فرستد.

در همان ماه، مارس ۱۹۴۵، نیروهای هوایی ارتش آمریکا ویرانگرترین حمله‌ی هوایی تاریخ بشر را آغاز کردند: «عملیات میتینگ‌هاوس» بر فراز توکیو. [این نام به بمباران آتش‌زای توکیو در شب ۹ و ۱۰ مارس ۱۹۴۵ اشاره دارد.] بیش از ۱۰۰ هزار غیرنظامی ژاپنی کشته شدند. تا پایان آن عملیات، آمریکا هزار و ۶۰۰ تُن بمب فرو ریخته بود؛ یعنی چهار درصدِ آنچه ترامپ برای اسرائیل می‌فرستد.

جنگ جهانی دوم پنج ماه بعد، پس از آن پایان یافت که آمریکا یک بمب اتمی بر شهر هیروشیما فرو انداخت. محموله‌ای که ترامپ برای اسرائیل می‌فرستد، بیش از سه برابرِ قدرت تخریبی آن انفجار هسته‌ای است. آنچه دولت ترامپ انجام می‌دهد تا کنون سابقه‌ نداشته است.

توجیهی هم برای آن وجود ندارد. دولت اسرائیل نه درگیر جنگ جهانی دوم است و نه حتی به معنای متعارف کلمه در حال جنگ! این دولت در لبنان به زد‌وخوردهای دوره‌ای با یک نیروی چریکی مشغول است و در غزه نیز می‌کوشد یک جمعیت غیرنظامی و بی‌دفاع را نابود کند. هیچ‌یک از این دو جبهه به بمب‌های مدرن دو هزار پوندی نیاز ندارد.

شعاع ویرانی یک بمب مارک ۸۴ ساخت آمریکا نیم مایل، حدود ۸۰۰ متر، است. این بمب موجی حرارتی ایجاد می‌کند که دمایش با دمای سطح خورشید مقایسه شده است. در فاصله‌ی صد فوتی، حدود ۳۰ متریِ محل انفجار، سنگ ذوب می‌شود و بدن انسان به بخار بدل می‌گردد. این بمب ساختمان‌های مسکونی را فرو می‌ریزد و گودال‌هایی به عمق ۳۵ فوت، بیش از ده متر، بر جا می‌گذارد. تا پیش از جنگ با ایران، ارتش آمریکا عموماً از کاربرد مارک ۸۴ در مناطق شهری اجتناب می‌کرد، زیرا شمار بیش از اندازه‌ای از غیرنظامیان را می‌کشد.

اما برای دولت نتانیاهو، همین ویژگی مزیت آن بوده است. در هفته‌های پس از هفتم اکتبر [حمله حماس به اسرائیل]، ارتش اسرائیل نزدیک به ۶۰۰ بمب دو هزار پوندی بر مناطق پرجمعیت غزه فرو ریخت؛ از جمله بر بیش از صد منطقه‌ای که رسماً برای تخلیه و پناه‌گیری غیرنظامیان تعیین شده بودند.

این کشتار چنان هولناک و رسواکننده بود که دولت جو بایدن [رئیس جمهوری قبل از ترامپ] برای مدتی ارسال یک محموله‌ی بمب مارک ۸۴ را متوقف کرد. ارسال این بمب‌ها در دولت ترامپ به‌سرعت از سر گرفته شد و اکنون شتاب بیشتری گرفته است.

به‌سختی می‌توان در ابعاد جنایتی که دولت اسرائیل در غزه مرتکب می‌شود اغراق کرد. در سه سال گذشته، نیروهای اسرائیلی بیش از ۲۵۰ هزار فلسطینی را در آنجا کشته یا زخمی کرده‌اند. بیشتر آنان افراد غیرنظامی بوده‌اند: زنان، سالمندان و ده‌ها هزار کودک. هزاران نفر دیگر همچنان مفقودند و احتمالاً زیر آوار ۲۰۰ هزار ساختمان فروریخته مدفون شده‌اند.

اسرائیلی‌ها تاکنون ۹۲ درصد از خانه‌های غزه و ۳۴ بیمارستان از مجموع ۳۶ بیمارستان این منطقه را ویران کرده‌اند. برای مقایسه، بمباران متفقین بر شهر درسدن در سال ۱۹۴۵، که اکنون به‌عنوان جنایت جنگی شناخته می‌شود، حدود نیمی از ساختمان‌های مسکونی شهر را ویران کرد.

با هر تعریفی، آنچه دولت نتانیاهو در غزه انجام داده نسل‌کشی است. ۴۰ هزار بمب تازه‌ای که دولت ترامپ می‌فرستد، برای انجام همین کار در لبنان و احتمالاً در کشورهای دیگر منطقه به کار خواهد رفت. اگر کسی بخواهد جنگ ایران را برای مدتی نامحدود ادامه دهد، دقیقاً باید چنین کاری بکند.

تاکنون هیچ‌یک از این مسائل در معرض بررسی عمومی قرار نگرفته است. دیر یا زود، گزارش‌های رسانه‌ای ناگزیر آن را «فروش تسلیحات» خواهند نامید. اما این فروش تسلیحات نیست؛ هدیه‌ای است که هزینه‌اش را مالیات‌دهندگان آمریکایی از طریق برنامه‌ی «تأمین مالی نظامی خارجی» می‌پردازند.

[توضیح: برنامه‌ی «تأمین مالی نظامی خارجی» (Foreign Military Financing) یا «اف ام اف» سازوکاری است که در آن کنگره‌ی آمریکا بودجه‌ای را برای کمک به دولت‌های خارجی تصویب می‌کند تا آن کشورها تجهیزات، خدمات و آموزش نظامی  از آمریکا دریافت کنند. وزارت خارجه‌ی آمریکا نیز آنرا برنامه‌ای مبتنی بر بودجه‌ی مصوب کنگره برای خرید تجهیزات و خدمات دفاعی توصیف می‌کند.]

این ترتیبی است که برای پنهان‌کردن کمک بلاعوض دولتی در لباس یک معامله‌ی سرمایه‌داری طراحی شده است: کنگره پول را در اختیار قوه‌ی مجریه می‌گذارد؛ قوه‌ی مجریه آن پول را به اسرائیل منتقل می‌کند تا اسرائیل با آن تسلیحات آمریکایی، در این مورد از شرکت جنرال داینامیکس، «خریداری» کند. [جنرال داینامیکس یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران صنایع نظامی آمریکا است.]

سیاستمداران ادعا می‌کنند که این معامله برای آمریکا سودمند است. بیشتر رأی‌دهندگان نمی‌دانند که خودشان هزینه‌اش را پرداخته‌اند. صورت‌حساب این مورد حدود سه میلیارد دلار است. این مبلغ را باید به ۳۵۲ میلیارد دلاری افزود که خزانه‌داری آمریکا از سال ۱۹۵۱ تاکنون به اسرائیل منتقل کرده است.

چگونه چنین اتفاقی افتاد؟ درخواست ۴۰ هزار بمب انفجاری تازه، بمب‌هایی برای کشتن غیرنظامیان، ابتدا از سفارت آمریکا در اورشلیم مطرح شد؛ سفارتی که زیر نظر «مایک هاکه‌بی» سفیر صهیونیست مسیحی آمریکا و دستیارش »دیوید میلستین» اداره می‌شود. میلستین پسرخوانده‌ی مارک لوین، مجری فاکس‌نیوز، است.

[توضیح: «مایک هاکه‌بی» فرماندار پیشین ایالت آرکانزا، کشیش باپتیست و سفیر دولت ترامپ در اسرائیل است. «صهیونیسم مسیحی» به جریانی، عمدتاً در میان مسیحیان انجیلی آمریکا، گفته می‌شود که حمایت سیاسی و سرزمینی از اسرائیل را تا اندازه‌ای بر تفسیر خاصی از کتاب مقدس استوار می‌کند.]

درخواست سپس به وزارت خارجه رفت و مارکو روبیو با اشتیاق آن را تأیید کرد. [توضیح: مارکو روبیو، سناتور پیشین جمهوری‌خواه از فلوریدا، از ژانویه‌ی ۲۰۲۵ وزیر امور خارجه‌ی آمریکا است؛ یعنی مقام اصلی مسئول هدایت دستگاه دیپلماسی و بخش مهمی از سیاست فروش یا انتقال تسلیحات خارجی.]

اکنون، پیش از آنکه بمب‌ها به اسرائیل ارسال شوند، تنها چهار نفر دیگر باید با آن موافقت کنند: سناتورها «جیم ریش» و «جین شاهین»، به‌ترتیب رئیس و عضو ارشد اقلیت در کمیته‌ی روابط خارجی مجلس سنا؛ و نمایندگان «برایان مَست» و «گرگوری میکس»، دو عضو ارشد کمیته‌ی معادل آن در مجلس نمایندگان.

[توضیح: در ساختار کمیته‌های کنگره، «رئیس کمیته» از حزب اکثریت و «ارشدترین عضو» از حزب اقلیت است. جیم ریش جمهوری‌خواه و جین شاهین دموکرات‌اند؛ مقام آنها در وب‌سایت رسمی کمیته‌ی روابط خارجی سنا درج شده است. در فروش‌ها و انتقال‌های عمده‌ی نظامی، رهبران این کمیته‌ها نقشی مهم در مرحله‌ی بررسی کنگره دارند.]

هر چهار نفر نومحافظه‌کارانی تمام‌عیارند. آنان روی‌هم‌رفته میلیون‌ها دلار از لابی اسرائیل دریافت کرده‌اند. [توضیح: «لابی اسرائیل» در اینجا نام یک سازمان واحد نیست، بلکه اصطلاحی کلی برای مجموعه‌ای از گروه‌ها، اهداکنندگان و شبکه‌های سیاسیِ حامی روابط نزدیک آمریکا و اسرائیل است. «نومحافظه‌کار» (نئوکان) نیز در سیاست خارجی آمریکا معمولاً به طرفداران حفظ برتری نظامی آمریکا، مداخله‌ی خارجی و حمایت گسترده از متحدانی چون اسرائیل گفته می‌شود.]

در سال ۲۰۱۵، برایان مَست به اسرائیل رفت تا داوطلبانه با ارتش آن کشور همکاری کند. در سال ۲۰۲۳ نیز با لباس ارتش اسرائیل در مجلس نمایندگان حاضر شد.

دشوار است تصور کنیم که هیچ‌یک از آنان پیش از فرستادن بمب‌های رایگان بیشتر برای اسرائیل لحظه‌ای تردید کند. تنها خشم عمومی می‌تواند جلوی این کار را بگیرد.

تاکر کارلسون، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶

تاکر کارلسون کیست و دیدگاه‌هایش چگونه تغییر کرده است؟

تاکر کارلسون، متولد ۱۹۶۹، مجری و مفسر سیاسی محافظه‌کار آمریکایی است. او در شبکه‌های «سی‌ان‌ان» و «ام‌اس‌ان‌بی‌سی» فعالیت داشت، اما بیش از همه با برنامه‌ی شبانه‌ی «امشب با تاکر کارلسون» در «فاکس‌نیوز» شناخته شد؛ برنامه‌ای که از سال ۲۰۱۶ تا پایان همکاری او با این شبکه در آوریل ۲۰۲۳ پخش می‌شد. کارلسون پس از جدایی از فاکس‌نیوز، «شبکه تاکر کارلسون» را راه‌اندازی کرد.

تغییر مواضع کارلسون را نباید چرخشی از «راست» به «چپ» دانست. او همچنان در مسائل اجتماعی و فرهنگی، چهره‌ای متعلق به راست پوپولیست و ملی‌گرای آمریکا است. تغییر عمده‌ی او بیشتر در زمینه‌ی سیاست خارجی رخ داده است. کارلسون در آغاز از اشغال نظامی عراق حمایت می‌کرد، اما بعدها آن حمایت را اشتباه خواند و به یکی از منتقدان سرسخت سیاست خارجی مداخله‌گر آمریکا تبدیل شد. او اکنون خود را به جناح «اول آمریکا» نزدیک می‌داند؛ جناحی که با جنگ‌های طولانی، کمک‌های نظامی گسترده به دولت‌های خارجی و نفوذ نومحافظه‌کاران در سیاست خارجی واشنگتن مخالفت می‌کند.

کارلسون علت این تغییر را عمدتاً تجربه‌ی جنگ عراق، بی‌اعتمادی به نهادهای امنیتی و رسانه‌ای و این باور می‌داند که هزینه‌ی جنگ‌های خارجی را شهروندان عادی آمریکا می‌پردازند، در حالی که منافع‌شان نصیب نخبگان سیاسی، پیمانکاران نظامی و دولت‌های متحد می‌شود. در سال‌های اخیر، مخالفت او با کمک نظامی به اوکراین، جنگ با ایران و حمایت تقریباً بی‌قیدوشرط واشنگتن از دولت نتانیاهو شدت گرفته است. این مواضع او را در برابر جناح مداخله‌گر و مسیحیِ صهیونیست حزب جمهوری‌خواه قرار داده است؛ شکافی که در گزارش‌ها و تحلیل‌های مربوط به جناح‌های مختلف جنبش ماگا نیز بازتاب یافته است. گاردین این اختلاف درونی راست آمریکا را به‌تفصیل بررسی کرده است.