سه‌شنبه ۲ ژوئن ۲۰۰۹

فقط

برخی دوستان نازنين من که اين روزها دارند برای انتخابات نيرو جمع می کنند سرزنش کنان اصرار دارند من بپذيرم که در شرايط فعلی بين بد و بدتر، بايد بد را انتخاب کرد. وجداناً، من اين را توهين به شعور خودم می دانم که به آدمهای بی سواد، کودن، و عقب مانده ای چون موسوی، کروبی، يا آن دوتای ديگر رأی بدهم ـ حتا اگر جنايتکار هم نمی بودند. نمی توانم رأی بدهم فقط به خاطر احترام به شعور خودم و نه هيچ دليل ديگری.



11 نظرات:

ناشناس گفت...

حرفتان - باید بگویم درد دلتان - را کاملا درک می کنم جناب کلانتری عزیز. از آنجا که شما پیشینه قوق العاده ای در تحقیق در مسایل سیاسی در ایران دارید ممنون می شوم اگر نظرتان را بطور کلی راجع به رای دادن در این انتخابات بگویید. آیا شما به کلی با این استدلال "بد و بدتر" مخالفید و رای ندادن را در شرایط فعلی صلاح می دانید، یا گفتارتان در اینجا تنها یک تصمیم شخصی است و الزاما آنرا بهترین تصمیم برای همه نمی دانید؟ تشکر فراوان - پیمان ج.

ناشناس گفت...

از این که به حفظ دولت اسلامی دکتر محمود احمدی نژاد کمک می کنید، از شما متشکریم.

از طرف ستاد انتخاباتی مردمی دکتر محمود احمدی نژاد

نیما از اصفهان گفت...

سلام آقای کلانتری
از نظر من موضعی که در قبال انتخابات ( بخوانید مضحکه ) گرفته اید کاملا صحیح است . اکنون در فضای سیاسی اینگونه به نظر میرسد که خط تحریم ( که البته به هیچ وجه یکدست نیست و سنتهای سیاسی زیادی از طبقات مختلف در آن حضور دارند )ضعیف شده است . اما ابدا اینگونه نیست . پایه ای ترین مطالبه جامعه سالهاست که سرنگونی حکومت اسلامی است . به عقیده من مساله بسیاری از مردم بویژه زحمتکشان ایران انتخاب بد یا بدتر نیست . در این چنین بزنگاهی باید مستقیما به همه اعلام کرد که متوهم نشوید و صفوف خودتان را برای رسیدن به آزادی ، به هر وسیله ممکن ، محکمتر کنید . لااقل اگر میخواهید بین بد و بدتر انتخاب کنید فراموش نکنید که بد را انتخاب کرده اید . شر کمتر را انتخاب کرده اید . لا اقل حتی اگر رای میدهید بدون توهم رای دهید .
تمامی باصطلاح اپوزیسیون فرصت طلبی که بدل به ماشین توهم پراکنی برای این یا آن کاندید باصطلاح اصلاح طلب شده اند ، مانند دوره های قبل و انتخاب خاتمی نصیبی جز شکست و بی آبروئی نخواهند برد .

ناشناس گفت...
این پیام توسط یک مدیر وبلاگ حذف شده است.
ناشناس گفت...

جانا سخن از زبان ما میگویی
این روزها با دوستانم در باره رفتار حامیان کاندیداها صحبت میکنیم. از دوستم پرسیدم: راستی تو رای نمیدهی؟
غش غش خندید و گفت: از حامیان کاندیدها میآموزم به هیچ یک رای ندهم.
مریم

ابراهیم اسکافی گفت...

سلام عبدی عزیز
من این را کاملاً درک می کنم که کسانی مثل شما تمایلی به رای دادن نداشته باشند.
اما خارج از بحث انتخابات به نظرم گزاره هایی نظیر "توهین به شعور" یا "احترام به شعور" چندان منطقی نیستند. فرقی هم نمی کند که در مورد چه موضوعی به کار رود, چه انتخابات باشد چه تماشای فیلم سینمایی. یا کاری منطقی به نظر می رسد یا نه. استفاده از این عبارات به نظرم بیشتر نشان دهنده احساسات شدید گوینده است.

ناشناس گفت...

این بار سمبه‌ی مشارکت در مضحکه غیردموکراتیک از همیشه پرزورتر است و پافشردن بر اصول دموکراتیک به همان نسبت قابل احترام‌تر. صف کشیدن پشت سر یک جنایتکار طرز فکر «همه با هم» و «وحدت کلمه» ای لازم دارد وگرنه این همه خون دل خوردن بابت انگشت‌شمار روشنفکرانی که هم‌چنان زیر بار به اصطلاح انتخابات رژیم نرفته‌اند -و این بار بیشتر از همیشه به حاشیه رانده شده‌اند- بی‌معنی‌ست. این همه شور و شوق و هیجانات «انتخاباتی» خلق مسلمان شایستگی این را دارد که وضعیت پساخمینیسم نامیده شود!
د.پ.م.

سوفيست گفت...

سلام آقاي عبدي كلانتري
تمام انتخابارو كه خودشون واسه ما انجام مي دن. تو اين سيستم جه رأي بديم چه رأي نديم فرقي نخواهد كرد. پس :
رأي ما مير محسن كروبي نژاد!!!;-)

dr jack گفت...

جناب کلانتری
امروز مساله بین بد و بدتر نیست. اگر در سال 57 از شما می پرسیدند آیا حاضریداز نظام سلطنت در مقابل چیزی مثل ج.ا دفاع کنید چه می گفتید؟ اگر می دانستید که ج.ا چیست. انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد یعنی آمدن فاشیسم اما این بار بی نقاب! شاید اشتباه کنم ولی ترجیح می دهم خطر نکنم!

عبدی کلانتری گفت...
این پیام توسط نویسنده حذف شده است.
عبدی کلانتری گفت...

در پاسخ آقای دکترجک ـ آنچیزی که جانشین رژیم پهلوی شد رژیم آقایان موسوی، خامنه ای، هاشمی، کروبی، خاتمی و شرکا بود، یعنی «خمینیسم». از آن تاریخ تاکنون، هرچهار سال یک بار مثل یک صفحهء خط افتاده و تکراری، شما به همین خمينیسم رأی داده اید. آیا به تخیل مان خطور می کند که به چیز دیگری به جز خمینیسم رأی بدهیم؟