۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

باراک و بروس و بيلی

آخرين بار که به سالن کنسرت «هـَمِرستين بالروم» در خيابان سی و چهارم شهر نيويورک رفتيم همين چندهفته پيش بود که «بی فيفتي‌توز» (B-52s) کنسرت گذاشته بود. برای من نوستالژيای بيست سال پيش بود و برای عزيزترين‌ام ــ متناسب با سن و سال خودش ــ کشف دنيای شاد و سراپا رقص وشيطنت و پارتي‌ی اين گروه. (فرد شنايدر بود که با همان شوخ طبعي‌ی گي‌مآب اش گفته بود، «الويس مرده؛ حالا من‌ام سلطان راک اند رول!» کيت پيرسون و سيندی ويلسون، حالا پنجاه و چندساله و تپل، هنوز همان دختربچه‌های هميشگی مانده اند.) خاطرات سالن همرستين بالروم طی اين يکی دو دهه زياداند، يکی از آخرين‌هايش آتش بازي‌ها(آتش واقعي!)ی زير پای تيل لينده‌مان در گروه آلمانی «رمشتاين» (Rammstein) بود که به نظر می‌رسيد هرلحظه حريق را به ميان جمعيت سرايت دهد و اين درست همان چيزی بود که همهء ما، گر گرفته از آتش موسيقی و [. . .]، دل مان می‌خواست اتفاق بيفتد!


Nilgoon Image: Barack in Concert

فرد شنايدر، کيت پيرسون، سيندی ويلسون، کيت ستريکلند

غرض اين بود که بگويم احساس خوبی داشت وقتی در مجلهء تايم عکس بزرگِ دوصفحه اي‌ی باراک و ميشل اوباما را ديديم که در سالن همرستين بالروم، درست نزديک همانجايی که ما می‌نشستيم، دارند حسابی با موسيقی بروس سپرينگستين و بيلی جوئل حال می‌کنند. اکتبر است، درست پيش از انتخابات، در کنسرتی برای جمع آوری کمک مالی. البته برای ما مقدور نبود دوتا از آن بليط‌های چندهزار دلاری را بخريم و برويم کنار باراک و ميشل بنشينيم و به بروس گوش کنيم که در آهنگ‌های آخرش جورج بوش و جنگ عراق را به صلابه می‌کشد (اينجا را کليک کنيد). باربارا سترايسند هم با کنسرتی ۹ ميليون دلار برای کارزار انتخاباتی اوباما کمک جمع کرد.


Nilgoon Image: Barack in Concert

باراک و ميشل در کنسرت بروس ـ هامرستين بالروم، اکتبر ۲۰۰۸، عکس از هفته نامه تايم

کی بشود که ما هم رييس جمهوری داشته باشيم که دست زن زيبايش را بگيرد و به کنسرت محسن نامجو يا کيوسک يا گوگوش و ابی برود و در ميان مردم بخواند و برقصد.

باراک با بروس می‌رقصد (کليک کنيد):










~

۱ نظر:

رادیولوژی، سونوگرافی، سی تی اسکن--با مسئولیت محدود گفت...

آقا خوبی‌اش این است که با گوش کردن به قطعه رامشتین گروه رامشتین‌، همان که در حال اجرای زنده‌اش یکی از آن آتش‌های واقعی روی بارانی‌ لینده‌مان می‌سوزد‌، ذهن استعمارشده‌، از خود‌بیگانه‌‌، و گرگرفته از آتش موسیقی و سه نقطه ما می‌تواند برای چند دقیقه هم شده خودش را از شر تصویر پرزیدنت ایران و فرست لیدی‌ احتمالی‌اش خلاص کند و عاقبت به خلسه‌ی فراملیتی پسا-پسا-استعماری دست یابد. و البته تصدیق بفرمایید که این هم برای خودش کابوسی‌ست: پرزیدنت عباشکلاتی و فرست لیدی در کنسرت پینک‌فلوید در حالیکه صدای همنوایی فرست لیدی از زیر چادر به گوش می‌رسد: "داز انی‌بادی هییر ریممبر ویرا لین؟" واضح است که این به‌یادماندنی‌ترین روز در زندگی سیاسی و زیبایی‌شناختی جوانان اصلاح‌طلب خواهد بود...

چند وقت پیش عکس‌هایی از فرخ نگهدار در حال رقصیدن با خانمی میان‌سال و جذاب به عنوان افشاگری و آبروبری از نگهدار در اینترنت و میان ایمیل‌های ناخواسته فارسی این‌طرف و آن طرف می‌رفت. با دیدن این عکس‌ها احترام فوق‌العاده‌ای برای نگهدار احساس کردم و شروع به دنبال کردن نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش. و مایلم از همین تریبون اعلام کنم پرزیدنت من یکی که همین حالا هم ٱقای نگهدار است و لاغیر!